به دنیا بگویید بایستد !!!
( میدانید، من میتوانم به همه جا سر بزنم و تازه میفهمم که بر من چه گذشت؟ در راه دخترک جوانی را که هم سن و سال من بود دیدم، که درخیابان یکی از شهر های اروپا آکاردئون مینوازد و عابران برایش پول میریزند، دخترک نه چادری داشت و نه برادر یا پدرش همراهش بودند. او به مردم لبخند میزد، به او حسرت خوردم ) ... !!!
( کاش این یگانگی را میشکستید، کاش باشند در میان شما کسانی که سکوت میشکنند و سنگ نمی اندازند و لگد و مشت نمیزنند. من در جستجوی اینان در تمام جهان خواهم گشت ) ... !!!
اگر امروز اخرین روز زندگی شما بود چه کارایی می کردید ... ( ؟ )
NASTARAN : اگر امروز اخرین روز زندگیم باشه وصیتنامه می نویسم .
مصاحبه با خدا در خواب
خدا گفت:بیا تو.پس می خواهی با من مصاحبه کنی ؟
[ یاد بگیرند که برای ایجاد زخمی عمیق در دل کسی که دوستش دارند تنها چند ثانیه زمان لازم است اما برای التیام آن سالها وقت لازم است. ]

HAPPY NEW YEAR 2010
میلاد حضرت مسیح مبارک ...
جهانی رو تصور کنید که توش هیچ چیز بدی وجود نداره
همه به هم لبخند می زنن و هر کس نشانه بارزی از
خوبی هایه خودشه . جهانی رو تصور کنید که مردمانش با
بدی بیگانه هستن . جهانی پر از لبخند و ازادی .
جهانی که توش زندان یه افسانست .
جهانی که تمام مردمش با هم برابرن . و هر کس زمانی که
می گه ( وطنم ) منظورش کل دنیا باشه نه قسمتی خاص
که با سیم خاردار از قسمتی دیگه جدا شده باشه .
جهانی رو تصور کن که هر انسان به اندازه بی نهایت
خوشبخت و عاشقه .
جهانی که روزنامه و رسانه وجود نداره مگر برای شادی و
خنده ...
جهانی رو تصور کن که به جای گدازه های اتشفشان دشتهای
پر از گل و لاله و یاس و ... باشه .
جهانی رو تصور کن که کینه و نفرت و خودخواهی بی رنگ ترین
رنگ رو به خودش اختصاص می ده .
جهانی که بمب اتم . مین و تانک نداشته باشه .
جهانی رو تصور کن که هیچ کس به خودش اجازه
قضاوت و تحقیر کردن دیگران رو نمی ده .
جهانی رو تصور کن که ... ( ) !!!
حتی اگر تصور کردنش سخت باشه ...
ایران / تهران
1388
شب چله مبارک ...
ایران / تهران - زمستان 1388